|
اول از همه...................سلام عزیزه دل سمیه ! خوبی گلکم...خوبی مهربونم...خوبی همزبونم...خوبی همسر صبور من ! خوب حالا می ریم سر اصل مطلب .... دوووووووووسسسسسسسسست دااااااااااررررررررررم مسعود جان ! حالا بریم سر فرعیات... بازم بابت نامه ی نازت که صبح واسم گذاشتی ممنون... می دونی عزیز راستش تازگیا صبحا تا بیدار می شم.... با همون چشای پف کرده دور و برم دنبال نامه ی تو می گردم ! اگه بدونی چه حالی میکنم و قتی یه گوشه ی خونه پیداش میکنم.... خیلی خوب حالا ...نیشتو ببند....لوس نشو ! به هر حال چه بخوایی چه نخوایی یه جور عجیب می خوامت ... یه جوری که اگه غریبه ها بفهمن...حتما می برنم تیمارستان... (آخه می گن این پسره که این همه عاشقی نمی خواد لابد دختره خله ! گر چه مجنونم و صحرای جنون جای من است لیک دیوانه تر از من دل شیدای من است همسرت عزیزتر از جونت تقدیم با عشق ..........
سلام عزیز شیرین تر از جونم...خسته نباشی.... دلم ! می بینی ... عشق همین احساس ساده است....بین من...تو و دلامون... عشق همین حرفای ساده است ....بین من و تو.... من می نویسم....تو میگی.... و لحظه هامون می گذره...آروم و زیبا ! اما ... عزیز ! روزایی که بی تو می گذره....سخت و سنگینه ! مث زندگیه تو یه هوای مه آلود ! نفس کشیدن مشکله... بدون تو حتی مسلمانی هم....برام پوچه ! می دونم...دارم به کفر نزدیک می شم...اما...اینا حرفای دل منه... دل تنهایه من که حالا با تو....یه دنیایه تازه رو شناخته...یک دین تازه ...ایمان تازه...خدایه تازه...! خدایه مهربونی که منو به تو داد....به تو که بهترینی ! دوستت دارم...مسعود عزیزم ....بیشتر از جونم! سمیه
سلام عزیز مهربون....
حال و احوال چطوره گلک ؟!! فدای نامه هات بشم .... همش قشنگ و عالیه ! منم دوستت دارم ... خیلی بیشتر از اون چیزی که نشون می دم.... تو هم عمرمی...هم نفسم....هم عشقم....هم دلم....هم همه ی زندگیم... از خدا می خوام همیشه شاد و سالم ببینمت.... سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم
عشقم سلام نفسم سلام عمرم سلام زندگیم سلام ای سراپا خوبی سلام ای همه و همه و همه و همه بند بند وجودم سلام از نوشته های نازت ممنونم دووسستتتت ددااارررممم دنیایه دیوونه ها دنیایه دوست داشتنه فدایه چشمات بشم وقتی نگات با منه در همه حال در همه لحظات با تو بودن با توام.... دوستت دارم سمیه جان..... دوستدارت م س ع و د
عزیزیم براي همه لحظات جادويي متشكرم !
متشكرم براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي. براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي . براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي. براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي. براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي. براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي. براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي. براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم" براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي. براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي. براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي. براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي. براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي. برای همه نامه های قشنگی که هر صبح برایم می نویسی.
براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي. به خاطر همه ي اينها هيچ وقت فراموش نكن كه : لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم " آغوش من هميشه براي تو باز است. هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم. هميشه پشتيبانت هستم. مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم. من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي. در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي. هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم. تنها آرزویم خوشبختیه توست. تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري. هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب كن. من هميشه براي تو ام ...و دلم برايت تنگ است... هر لحظه ! زیرا ..... تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري عزیز...
![]()
به نام خدایی که از همه ی خاطرات کودکیم شیرینتره ...به نام خدایی که لابه لای تمام خنده ها ، شادیها و غمهام...ردپای اون پیداست...! به نام خدایی که تو رو همدم و همنفس من قرار داد تا روزای خوب و خوشی روبا هم بسازیم. سلام مهربونم ...سلام مسعود عزیزم ...خسته نباشی ! راستش دوباره می خوام دلم رو برات بنویسم ثانیه های بی تو با همه ی عظمت و خلوتش مقابلمه... می خوام فانوس دلمو روشن کنم و لحظاتمو با حرفایی که واست می گم...پر کنم...! باور کن با تو این دنیا یه لکه ی سیاه و کوچولویه که تو یه جهان پر از ستاره خوابیده و هر چقدر هم که تنها باشم از اون نمی ترسم ...چون تو حضور داری عزیز ! با تو می تونم پشتمو به یکی از سیاره ها تکیه بدم...مریخ یا مشتری ... چه فرق می کنه ؟!!! مهم اینه که با تو از همه ی ابرا بالاترم !!! چقدر گاهی ...(فقط گاهی) تنهایی خوبه!...می خوام از همه چی فرار کنم... هیچ چیز و هیچ کس رو به خلوتم راه ندم... آخه گاهی اونقدر تنها می شم که انگار هوا هم کنارم جریان نداره... انگار توی یه خلاء گرفتار شدم ...زندونی !!! (همون وقتا که فکر می کنم دوستم نداری (همون وقتا که بد اخلاق می شی نه امیدی...نه عشقی...نه نگاهی ! اما اگه....ازخلوتم بیرون بیام و تو رو ببینم آخه .... تو از تنهایی بهتری....!!! ندارم هیچ چیزی قابل تو بجز حرفی که گفتم با دل تو منم ماهی، تویی دریا ...چه می شد بمیرم روز و شب در ساحل تو ...
ای عشقک...ای دلک...ای نفسم...ای همه عاشقی...ای عمرم...ای خوشگلک....................... می خامت....
عاشششقققتتتتتممممم سلامی به گرمای بوسه هایمان :سلامی به نرمیه دستانت :سلامی به گرمایه دله عاشق مسعود که معشوقی جز خوشگلک نداره........... عزیزم میدونم تو دلت چی میگزره ، شاید فکر کنی دوست داشتن این همه بی ارزشه که بگی دوست دارم ....همین.... عسلم دوست داشتن من یه دوست داشتن ظا هری نیست، یه عشق واقعیه ..... از قدیم و ندیم گفتن همین چیزاست که شیرینی و شوری زندگیه........ ولی هیچ وقت نمیشه به خاطره این شوری و شیرینی عشق و دوستی رو زیر پا گذاشت .......دوست دارم....شاید بگی...بی خیال.... به هر حال م ع ذ ر ت..... نمی دانم چگونه بپرستمت نمی دانم چگونه بخوانمت نمی دانم چگونه بگویمت نمی دانم چگونه صدایت کنم ولی با همه ،بی احساسیم .....با همه بی کلاسیم...با همه بد اخلاقییم...... می خوام بگم : مه تره دوست دارو قد چشخا فمیدی
مسعودت
بنام معبود عشق و دلبستگی
مهربونم ... همزبونم...عزیزم...سلام راستش خیلی حرفا دارم که می خوام برات بگم...اما نمی دونم چرا نمی تونم ... شاید چون می ترسم از اینکه اگه به زبون بیارم ...از قشنگیش بیفته ! می ترسم با کلمات نتونم خوب بیانش کنم...راستش دلم می خواد همه کار واست انجام بدم...همه کاری... اما انگار نمی تونم ! ولی یه روز بالاخره...کلبه ی خوشبختیه تو رو با گلای شوقم فرش می کنم... اگه سرنوشت بزاره ! برات سایبونی می سازم...از جنس پناه خدای چکاوکا... اگه روزگار اجازه بده ! باور کن دوست دارم همیشه زیباترین لحظه هامو به پای ساده ترین دقایقت بریزم... اما نمی دونم چرا گاهی نمی شه ! مسعود عزیزم... می دونی ...هیچ وقت دوست نداشتم بزارم سرنوشت خودش اتفاقای قشنگ و نیلوفریه زندگیم رو خط خطی کنه !.......... اما انگار داره کارشو می کنه !!! می خوام جلوشو بگیرم...نمی تونم ...کمکم کن ... می ترسم.... تنهام نزاری عزیز مسعود دلم تنگه...برای خودم...برای تو...برای زندگیمون... برای خوشبختی... دلم بدجور تنگ شده...برای هر دومون ! و گاهی دلم خیلی می گیره.... برای خودم... فقط برای خودم ! می ترسم نتونم اون طوری که هستم...باشم... اون طوری که باید باشم بمونم...! باور کن منم دوست دارم عین شما باشم...یاد بگیرم فراموش کنم...یا لااقل تحمل کنم...نمی دونم ...چیزی شبیه به صبر ...همونی که خدا به به همه داده و انگاری من بی نصیب موندم ! عزیزم منم دوست دارم بیشتر از عاشق بازی های دیروزمون با تو باشم...اما انگار کاریش نمی شه کرد ...این احساس لعنتی هر چند وقت یه بار سیمای اعصابمو به هم می ریزه و .... این احساس لعنتی هست که هنوز با وجود تمام رنجش ها و دردهاش تو قلبم حکمرانی می کنه ...و بعد از اینهمه سال زندگی فکر کنم تا ابد تو قلبم.. حرف حرفه اونه !........... حرف احساس !!! اما تو انگار هنوز باور نکردی من یه فرق عجیب با همه ی آدمای این دنیا دارم... من همیشه دلواپس همه چیزم...بی دلیل یا با دلیل !!! دلواپسم...نگرانم... نگران فردایی که هنوز نیومده ! عزیز مهربونم ... دل من ... باور کن مدتهاست که هر چی می گذره بی بهونه بیشتر دوستت دارم...اما انگار دارم ازت فاصله می گیرم ... نمی دونم چرا !!! مسعود خوشگلم... من همون سمیه ی روزای اولم با این تفاوت که حالا بیشتر می خوامت ... باور کن هیچ وقت نخواستم و نمی خوام به قدر پلک بر هم زدن یه پروانه از من برنجی... می خوام بدونی ...من مجنون ترین دیوونه ات بودم وچه بخوایی چه نخوایی.... دوستت داشتم و دارم ! بزار اعتراف کنم ...وقتی تو نیستی همه غریبه ان ... وقتی تو نیستی هیچی آرومم نمی کنه..هیچی !!! کمکم کن تا زندگی کنم ...کمکم کن .... این روزا خیلی بهت احتیاج دارم ...خیلی بیشتر از قبل ! با عاشق ترین لهجه ای که تنها یک لیلای با وفا زیر سایه ی محبتای پاک مجنون یاد گرفته ....... هزار با می گم.... دوستت دارم عزیزم
کسی که نبود تو ...نبود اونه (سمیه)
|
|
|||