تبليغاتX
مسعود و سمیه

مسعود و سمیه

جمعه 21 دی1386

سلام عزیز جونم.... سلام مهربونم... خوبی ؟

خسته نباشی گل همیشه بهارم....

امروز روز خسته کننده ای بود.... می دونم حسابی خسته ای... 

                                                      الهی که سمیه فدات بشه !

تو گل باغ بهشت منی....

اين را بـــــه ياد بسپـــــار يک نفر ... يک جايي ...

 تمام روياهاش لبخند توست ...

و زماني که به تو فکر مي کنه ... احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه ....

پس هر گاه احساس تنهايي کردي ...

اين حقيقت رو به خاطر داشته باش ...

يک نفر.... ...يک جايي .... درحال فکر کردن به توست

 

+ ساعت 6:2 بعد از ظهر نويسنده ما دو تا |


پنجشنبه 20 دی1386

در تاریکی چشمانت را جستم

در تاریکی چشمهایت را یافتم

.......و شبم پر ستاره شد

....تو را صدا کردم

در تاریک ترین شبها دلم صدایت کرد

و توباطنین صدایم به سوی من آمدی

با دستهایت برای دستانم آواز خواندی

برای چشمانم با چشمهایت

برای لبهایم با لبهایت

با تنت برای تنم آواز خواندی

من با چشم ها ولبهایت انس گرفتم

......با تنت انس گرفتم

چیزی در من فروکش کرد،چیزی در من شکفت

من دوباره در گهواره کودکی خویش به خواب رفتم

و لبخند آن زمانم را بازیافتم

در من شک لانه کرده بود

دست های توچون چشمه ای به سوی من جاری شد

....و من تازه شدم من یقین کردم

یقین را چون عروسکی در آغوش گرفتم

ودر گهواره سالهای نخستین به خواب رفتم

...در دامانت که گهواره رویاهایم بود.

با تنت برای تنم لا لا گفتی

چشمهای تو با من بود

....و من چشمهایم را بستم

چرا که دستهای تو اطمینان بخش بود

بدی،تاریکی است

شبها جنایت کارند

ای دلاویز من،ای یقین....من با بدی قهرم

وتو را به سان روزی بزرگ آواز می خوانم.

صدایت می زنم گوش بده ،قلبم صدایت می زند.

شب گرداگردم حصار کشیده است

....و من به تو نگاه می کنم،

از پنجره های دلم به ستاره هایت نگاه می کنم

....چرا که هر ستاره آفتابیست

من آفتاب را باور دارم

من دریا را باور دارم

و چشم های تو سرچشمه دریاهاست

سرچشمه عشق من به تو ای دریا دل عاشق.....دوستت دارم

تقدیم به تک ستاره آسمان قلبم سمیه جان

م س ع و د

+ ساعت 4:15 بعد از ظهر نويسنده ما دو تا |


سه شنبه 18 دی1386

سمیه جان

م س ع و د

+ ساعت 2:52 بعد از ظهر نويسنده ما دو تا |


سه شنبه 18 دی1386

سلام عسلم

سلام نفسم

سلام عشقم

سلام تمام زندگی من

سلام به قلب پاک و لطیفت

منم تمام سعی خودم و می کنم تا خوشبختت کنم

خیلی دوست دارم

اندازش و خدا می دونه............

عاشقتم ........

+ ساعت 2:46 بعد از ظهر نويسنده ما دو تا |


10 راز خوشبختي

سه شنبه 18 دی1386

عشق راهي براي ابراز احساسات است....اما براي ابراز عشق نبايد حتماً منتظر مناسبات و فرصت هاي خاص باشيم. با به کار بستن اين عادات ساده اما مهم در زندگي خود، رابطه عاشقانه را بيش از پيش رونق بخشيم تا ما نيز جزء زوج هاي خوشبخت به حساب بياييم.

۱. حداقل روزي يکبار به همسرتان بگوييد "دوستت دارم." مطمئن باشيد که همسرتان به شنيدن اين کلمات نياز دارد.


۲. موقع سلام و خداحافظي همديگر را در آغوش گرفته و ببوسيد.


۳. تا پايان عمرتان، قرار ملاقات هاي عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد. با همسرتان حتي بارها بهتر  از زمانيکه دوست پسر يا دوست دخترتان بود رفتار کنيد. يادتان باشد که هميشه بايد عاشق و معشوق باقي بمانيد... هنگام قدم زدن دست هاي همديگر را بگيريد.


۴. مسائل پيش پا افتاده را جدي نگيريد. مي توانيد اجازه دهيد که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بريزد و اذيتتان کند. مي توانيد هم اين عادات را بپذيريد و براي بهبود وضعيت تلاش کنيد. آيا همسرتان عادت دارد در خميردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خميردندانتان را جدا کنيد. آيا شوهرتان عادت دارد لباسهايش را در همه جاي خانه پخش کند؟ توجه نکنيد، يا اگر هم خيلي اذيتتان ميکند آنها را جمع کنيد، و هميشه به خاطر داشته باشيد که در قبال اين گذشت شما، همسرتان هم کارهاي فوق العاده اي برايتان انجام داده و می دهد.

۵. به جنبه مثبت قضيه فکر کنيد. به جاي اينکه در مورد راه هايي که همسرتان موجب ياس و ناراحتي شما مي شود فکر کنيد، در مورد همه چيزهاي مثبتي که در او می بینید فکر کنيد به رفتارهای خاصی که هميشه نظرتان را جلب مي کرده است.


۶. وقتي عصباني مي شويد، کمي صبر کنيد. وقتي هر دوي شما عصباني هستيد، اصلاً با هم صحبت نکنيد. چند دقيقه صبر کنيد، بيرون رفته و کمي قدم بزنيد، يا روي تخت دراز بکشيد. براي مدتي از همديگر دور شويد. يک مکث کوتاه به هر دو شما اين امکان را مي دهد که به جاي ناراحت کردن و رنجاندن همديگر، عاقلانه درمورد چيزي که موجب ناراحتيتان شده است با يکديگر صحبت کنيد.


۷. هيچوقت از اسرار و ضعف هاي همسرتان برعليه او استفاده نکنيد. آنچه که به نظر غير مهم، جزئي، و پيش پا افتاده مي آيد ممکن است در نظر همسرتان بسيار جدي و پراهميت باشد. بايد تشخيص دهيد که چه چيز براي همسرتان مهم است و به هيچ عنوان درمورد آن با دوستانتان، مادر یا پدرتان، حتی خانواده همسرتان و يا هيچ کس ديگر صحبت نکنيد. همچنين سعي نکنيد موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشيد. يک رابطه عاشقانه رابطه اي است که طرفين بتوانند به همديگر اعتماد کنند و رازهاي درونيشان را براي هم مطرح کنند.


۸. اول به همسرتان فکر کنيد. اگر هر دوي شما اينکار را انجام دهيد، مطمئن باشيد رابطه اي بسيار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود. تا مي توانيد در جواب درخواست هاي همسرتان پاسخ مثبت بدهيد و تلاش کنيد که زندگي را براي او راحت تر کنيد و مطئن باشيد او نيز همين کار را براي شما خواهد کرد.


۹. به همسرتان احترام بگذاريد. به هيچ عنوان درمورد همسرتان پيش کسي بدگويي نکنيد. وقتي درمورد او صحبت مي کنيد، بگذاريد عشق و احترام شما براي همه آشکار شود.


۱۰. هر روز زماني را به باهم بودن اختصاص دهيد. ببينيد چه کاري براي هر دو شما بهتر است....با هم غذا بخوريد، آخر شب وقتي کنار هم روي تخت دراز کشيده ايد فيلم تماشا کنيد، با هم براي قدم زدن بيرون برويد و کارهايي از اين قبيل. حتي مي توانيد کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنيد. اگر يکي از شما در مسافرت به سر مي برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنيد و صدايش را بشنويد. فقط مهم اين است که زماني را کنار هم بگذرانيد.


يادتان باشد...هرچه بيشتر براي رابطه تان وقت بگذاريد، بيشتر عايدتان مي شود. بگذاريد عشق و عاشقي بخشي از زندگي روزانه شما را از آن خود کند.

...........................

عزیزم... می خوام همه ی تلاشمو بکنم....برای خوشبختیه تو...

می خوام خوشبخترین مرد دنیا بشی...

 تو تنها کنارم باش و کمکم کن.... چون .....

                                                                                      همسرت: سمیه

+ ساعت 1:25 بعد از ظهر نويسنده ما دو تا |


پنجشنبه 13 دی1386

+ ساعت 1:3 بعد از ظهر نويسنده ما دو تا |


دوشنبه 10 دی1386

سلام گل سرسبد قلب و دل بیمارم

سلام عشق نهانی ای گل بیخارم

به تو دل بستم  ای عشق نهانی

به تو دل دادم ای ناز جهانی

تو را چون گوهری در دل سپارم

تو را چون نفسی در جان سپارم

اگر روزی روی از بهرم ای یار

همه روز و همه شب رو به صحرا می سپارم

عزیزم سمیه جان عاشقتم به خدا

مسعود

+ ساعت 2:33 بعد از ظهر نويسنده ما دو تا |


دوشنبه 10 دی1386

سلام عطر خوش زندگی.... سلام مهربون من... سلام گل نازه آرزوهام

امروز برای من یه شروع دوباره ست ...

شروع دوباره یا همون ادامه ... البته به بهترین شکل !

نازنینم.... الان دقیقا ۴ ماه از شروع زندگی مشترکون...زیر یه سقف می گذره !

۱۶ هفته.... ۱۱۲روز....۲۶۶۸ساعت... ۱۶۰۰۸۰دقیقه و ۹۶۰۴۸۰۰ثانیه....! با هم و در کنار هم

لحظاتی که پر بود از خاطرات تلخ و شیرین....

حالا دفتر اون ۴ ماه تمام شده و ما مشترکا زیرش رو امضا کردیم....

عزیزم...دوست دارم تو این ماههایی که پیش رو داریم بیشتر از قبل به هم نزدیک بشیم...

اونقدر که هیچ چیز و هیچ کس بینمون فاصله نندازه....حتی خدا !

خدا می خوام کنارمون باشه....نه بینمون ! ( کفره... می دونم اما حرفه دله... )

مهربونم... دلم می خواد باور کنی اگه گاهی عصبانی می شم...اگه گاهی به قول تو....( ...)

بخدا همش واسه اینه که برای من تو بهترینی...بزرگترین ...یک مرد دانا و پر غرور...

و اگه کسی با رفتارش این ذهنیت منو به هم بریزه... داغونم می کنه... اونقدر که هر کاری اون لحظه ممکنه ازم سر بزنه...هر کاری ...تا خراب شدن تصوراتم رو جبران کنم.... !

انگار فراموش کردی عزیز...من متولد اسفندم... برای من مرد یعنی یک قدرت تمام...!

یک عمر به پدر و برادرام به همین چشم نگاه کردم و حالا تو... مقابلمی و همون بتی که می خوام....

پس اجازه نده کسی جلویه چشام بتم رو بشکنه ...که می شکنم  بدجور خورد می شم...

بزار اعتراف کنم ... حتی پدر و مادرت اگه گاهی باهات تند حرف بزنن....دلخور میشم...

تو مال منی... تو مرد زندگی و رویاهای منی...  تو عشق ابدیه منی ....

تصوراتم رو بهم نریز و اجازه نده بهم بریزن..... هرگز.....

                          آخه با هموناست که جرات زندگی کردن پیدا می کنم...

به هر حال.............. بگذریم....

عزیزم... یه بار دیگه این شروع دوباره رو بهت تبریک می گم...

و انشا الله از این به بعد زندگیه شیرین تر و زیباتری رو در کنار هم و با هم بسازیم...

دوستت دارم......................خیلی زیاد

                                                                                     همسرت: سمیه

 

+ ساعت 12:35 بعد از ظهر نويسنده ما دو تا |


جمعه 7 دی1386

  هر کی اومد پیش من،یه ذره جاتو نگرفت

هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگر فت

پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه

روی هر بومی زدیم رنگ چشاتو نگرفت

عزیزم دوست دارم

 

+ ساعت 11:53 بعد از ظهر نويسنده ما دو تا |


پنجشنبه 6 دی1386

سلام عزیزم ،سلام عطر خوش زندگی،سلام تمام زندگی من.............

 

تو چشات باید شنا کرد مثل دریا

تو رو خوب باید شناخت مثل زیبا

شعر تو باید طلا کرد مثل پاییز

شب تو باید دراز کرد مثل یلدا

تو نگات میشه سفر کرد مثل مجنون

دل و میشه در به در کرد مثل لیلا

عشق تو رنگ همون بوته یاسه

که همش قد می کشه زود میره بالا

تو مقدس و زلالی مث سوگند

روشن و غرق امیدی مثل فردا

تو سفیدی مثل برفای زمستون

تو وسیعی،مثل دریا مثل صحرا

قبله اول و آخرم چشاته

چه کنارم باشی چه اونور دنیا

مث سمفونی،مث نت،پر رازی

مثل برف اول ژانویه ،زیبا

رفتنت یه طعمیه شبیه مردن

موندنت یه رنگیه شبیه رویا

تو رو به خدا قسم تنهام نزار

عزیزم سمیه جانم دوستت دارم

عزیزم سمیه جان می پرستمت

آره آره من کافرم چون قبله من تویی

آره آره کفر گفتن وقتی تو روبرومی از آب خوردن هم راحت تره

من کافرم ،کافر عشق تو سمیه

همسرت مسعود

 

+ ساعت 10:59 بعد از ظهر نويسنده ما دو تا |


دوشنبه 3 دی1386

سلام عزیزم

سلام عسلم

سلام عشقم

سلام سلام سلام

سلام به روی گلت

عزیزم دوستت دارم

عزیزم عاشقتم

ع ع ع ع ع ش ش ش ش  ق ق  ق م م م  م ی ی ی ی

+ ساعت 0:37 قبل از ظهر نويسنده ما دو تا |