|
"به نام خدایی که به من آموخت...زندگی را...عشق را و می آموزد...مرگ را"
و سلام .... به تو ای عزیز.... به تو که از همه به من نزدیکتری... به تو که از همه مهربانتری به تو که بهترین همسر روی زمینی و عزیزترین انسان در قلب کوچکم دلم برایت تنگ شده.... باور کن... هر لحظه با منی.... هر جا و در هر مکان... اما باز هم دلم برایت تنگ می شود.... باور کن عزیز.... دوستت دارم به اندازه ی تمام اشکهایی که از تولدم تا کنون ریخته ام و خواهم ریخت دوستت دارم به اندازه ی همه ی زیبایی هایی که خداوند آفریده و خواهد آفرید دوستت دارم عزیز...به اندازه ای که هرگز نمی توانی تصور کنی .... همسرت: سمیه .................................................................................... سلام آبجی جونم.... خوبی ؟.....فدات بشم الهی آبجی ممنون که به ما سر می زنی.... راستی به تلفن همرام حتما زنگ بزن کار مهمی دارم منتظرم هااااااا آبجی سمیه
برای خواهر نازنینم ... چاناچ
چهارشنبه 1 اسفند1386 سلام آبجی جووونم ...الهی که فدای قد و بالایه تو بشم من ....
خیلی دوستت دارم و دلم برات وحشتنااااااااااااااااک تنگ شده آبجی کی می آیی جیگرم... فدای تو بشم که همش به ما سر میزنی...فدای دل نازت بشم من راستی شرمنده که به ما زنگ زدی و خونه نبودیم ...ببخش منو... چرا به موبایل من نمی زنگی آبجی خدا کنه زودتر بیایی تا با هم یه سفر تووووپ بریم و حال کنیم... بلکه دل تنگیه من رفع بشه راستی شنیدم مریض بودی ...خدا بد نده الهی من بمیرم و درد تو رو نبینم مراقب خودت باش آبجی جووونم چون یکی اینجا هست که خیلی خیلی دوستت داره و دلتنگته تا برگردی فدات بشم...بمیرم واست........ دوستتتتتتتتتت داررررررررررررم آبجججججججیییه عزیززززززززززززم آبجی سمیه
|
|
|||